ترکمن آدلری
ورود کاربر
شناسه‌ی کاربری:

رمزعبور:


واژه رمز را فراموش کرده‌اید؟
عضو شوید
SmartSection is developed by The SmartFactory (http://www.smartfactory.ca), a division of INBOX Solutions (http://inboxinternational.com)
دایره المعارف ترکمن > تاریخ > قابوس ابن وشمگیر
قابوس ابن وشمگیر
نوشته شده توسط MatinGHezeljeh در تاریخ ۱۳۸۸/۵/۳ (7277 بار خوانده شده)
قابوس ابن وشمگیر
زیاریان خاندانی بودند كه از آخرین سالهای دهه دوم قرن چهارم هجری تا واپسین سالهای دهه هشتم قرن پنجم هجری در شمال ایران یعنی در نواحی گرگان، طبرستان (مازندران امروزی) گیلان، دیلمستان، رویان، قومس (ناحیه وسیعی در دامنه كوههای طبرستان در بین ری نیشابور شامل شهرهای دامغان، شاهرود، بسطام و سمنان) و ری و جبال سلطنت و امارت داشته اند.
فرمانروائی این سلسله از مرداویج بن زیار شروع و ظاهراً به امارت و حكومت گیلانشاه فرزند عنصرالمعالی خاتمه می یابد. این خاندان محلی كه بروزگار حكومت غزنویان بر ایران از طریق وصلت با خاندان غزنوی حكومت خویش را از خطر زوال و نابودی مصون داشته بودند، در دوران سلطنت سلجوقیان بتدریج قدرت خویش را از دست داده و سرانجام هنگامی كه فقط در بخشی از گرگان و طبرستان امارت داشتند با مرگ گیلانشاه آخرین بازمانده این سلسله ستاره بخت و دولت آنها به افول گرائید.
دو تن از امیران این سلسله داماد سلطان محمود غزنوی بودند. یكی منوچهر و دیگری همین عنصرالمعالی كیكاوس (نویسنده قابوس نامه).
چنانكه از متن كتاب برمی آید كیكاس مدتی دراز از زندگی خویش را خارج از قلمرو حكومتی سپری نمود. هشت سال در دربار سلطان مودود غزنوی، مدتی را در هندوستان و سرحدات روم، چند سالی را در گنجه نزد امیر ابوالسوار شاوور بن فضل، پادشاه شدادی ( 422- 459 هجری) و مدت زمانی را در سفر حج گذراند همین سفرهای طولانی و دور بودن از دستگاه حكومت و فرمانروائی عده ای از پژوهشگران را معتقد ساخته كه اصولاً او حكومت و امارتی نداشته است. اما با امعان نظر به قراین دیگری كه در قابوسنامه هست بطلان این نظریه اثبات و محقق می شود كه این امیر زیاری در گرگان و طبرستان حكومتی محدود داشته ولی بلحاظ توسعه نفوذ آل باوند در شمال ایران و استقرار حكومت سلجوقیان در ایران دیگر برای او و فرزندش گیلانشاه سلطنت و حكومتی آنچنان كه سایر خاندانش از آن برخوردار بوده اند باقی نمانده بوده است.
تاریخ وفات او را ابن اسفندیار كاتب، صاحب تاریخ طبرستان و هم بتبع از او میرسید ظهیرالدین مرعشی در تاریخ طبرستان و رویان مازندران 462 هجری نوشته اند كه بهیچوجه صحیح نیست و با تاریخ شروع تألیف «قابوس نامه» سنه خمس و سبعین و اربع مأة (سال 475 هجری) كه بصراحت در نسخ خطی كتاب قید گردیده تطبیق نمی كند. از سوی دیگر رأی و نظر محققانی چون دكتر امین عبدالمجید بدوی كه تاریخ 475 را محرف 457 هجری دانسته اند حدس و گمانی بیش نیست و تاكنون مهر تأییدی بر آن نخورده است. با این توضیحات تحقیقاً می توان گفت كه عنصرالمعالی حتی چند سالی بعد از پایان نگارش كتاب خویش در قید حیات بوده و سپس دنیای ف انی را وداع گفته است.
سیمای عنصرالمعالی در قابوس نامه- در آینه شفاف و پاكیزه نامه ارجمندش از او سیمای مرد پخته و كامل، مجرب و كارآزموده و سرد و گرم روزگار چشیده ای ظاهر می شود كه بعنوان آموزگاری بزرگ هر چند در كسوت امیری ادیب، شاعری دردمند، سخنوری توانا، دانشمندی فرزانه، جامعه شناسی آگاه، سیاستمداری واقع بین، مصلحی دوراندیش، قاضی ای دادگر، فقیهی متفقه، طبیبی حاذق، منجمی دانا، بازرگانی منصف، كشاورزی پركار، جوانمردی كریم، عارفی خداجوی، جنگاوری شجاع، سپهسالاری رئوف، پندآموزی صادق، یاوری همدل، دوستی مشفق، پدری مهربان، و حتی رندی هوشمند و....
به فرزندش گیلانشاه و همه فرزندان این مرز و بوم علی الدوام، درس تقوا، پرهیزكاری، خداشناسی و دین باوری، ادای فرایض و واجبات اسلامی، احترام خاص و شایسته نسبت به پدر و مادر، آموختن دانش و فرهنگ، چگونگی انتخاب همسر و آئین همسرداری، شیوه تعلیم و تربیت فرزندان اعم از دختر یا پسر و رعایت حقوق آنان، محترم شمردن حق همسایه، فضیلت عدالت و دادگری، ارزش روحیه اعتدال و میانه روی، پرهیز از اسراف و تبذیر، طریق بدست آوردن رزق و روزی حلال، وفای بعهد و امانت داری، راه و رسم برخورداری از نیروی شباب و جوانی، بكار بستن تجربیات پیری و سالخوردگی، رعایت سلامت جسم و بهداشت روحی و روانی، آداب خوردن و آشامیدن، آماده سازی و ورزیدگی تن و بدن و روی آوردن به ورزشهائی چون اسب سواری، چوگان بازی و شناگری، شیوه مهمانی رفتن و مهمانی كردن، طرز شوخی و مطایبت، نحوه جنگیدن و كارزار كردن و قهرمان میدان نبرد بودن، آئین دوست یابی و اندیشه كردن از دشمن، طریق فتوت و جوانمردی، حرفه ها و پیشه های گوناگون را آموختن، چگونگی تحصیل فقه و قضا و فن سخنوری، نحوه اشنائی با اصول علم تجارت و بازرگانی، زراعت و آبیاری و دانش پزشكی و نجوم و هندسه و هنر شعر و شاعری و نویسندگی و شكوفا ساختن خلاقیتهای هنری، شرایط وزیری و رسم سپهسالاری...
خلاصه همه چیز و همه فرهنگ زندگی را می آموزد كه اطاله كلام درخصوص هر یك از موضوعات ذكر شده از حوصله این مقلل خارج می باشد. عنصرالمعالی از آن چهره های حكیم و اندیشمند، فروتن و وزین، معتدل و میانه رو، و دوست داشتنی و نادری است كه همیشه مصاحبت با آنان برایم مغتنم بوده است. حتی از همان دوران صباوت و كودكی همواره در مقابل عظمت و بزرگی آنها سرتعظیم فرود آورده و راهنمائیها، هدایتگریها و نصایح زندگی سازشان را بگوش جان شنوده ام. از آموخته های آنان درس گرفته و در زندگی بكار بسته ام.
دو دیگر شخصیت استثنائی و كم نظیر اوست در تاریخ ادبی ایران. در طول این یازده قرنی كه از گسترش زبان و ادب پارسی دری می گذرد هرگز سابقه نداشته كه پادشاه یا امیری بچنان درجه ای از دانش و فرزانگی رسیده باشد كه شاهكاری چنین خلق كرده و به فرهنگ و تمدن ایران اسلامی تقدیم نموده باشد كه در آن همه علوم و فنون و معارف و آداب و عادات و عقاید نیك عصر خویش را به بهترین صورت ممكن به آیندگان تعلیم داده باشد.
چنین انتظاری از امرا و پادشاهانی كه پیوسته در فرهنگ سیاسی ایران زمین نام آنها مرادف با ظلم و جور، فساد و تباهی، سفاكی و خون ریزی، عیاشی و خوشگذرانی است كاری محال بوده است.
اما كتاب او یكی از زیباترین، شیواترین، سلیس ترین، و آموزنده ترین آثار منثور فارسی در قرن پنجم هجری است. در اهمیت و معروفیت و درجه اشتهار این كتاب همین بس كه مطالب نغز و دلكش و روحپرور آن بنوشته شادروان استاد سعید نفیسی مورد توجه و اقتباس بسیاری از نویسندگان و شاعران در سده های متمادی واقع شده است. سنائی غزنوی در مثنویهای حدیقة الحقیقه و الهی نامه، نورالدین محمدبن محمد عوفی بخاری ادیب و نویسنده معروف اواحر قرن ششم و اوایل قرن هفتم هجری در جوامع الحكایات و لوامع الروایات، قاضی احمد غفاری در تاریخ نگارستان، محمد حبله رودی در جامع التمثیل، فزونی استرآبادی در بحیره، افضل الدین ابوحامد احمدبن حامد كرمانی در عقدالعلی فی موقف الاعلی، ابن اسفندیار در تاریخ طبرستان، سعدالدین كافی در قصیده خود، امیر خسرو دهلوی در مثنوی مطلع الانوار، عبدالرحمن جامی در مثنوی سلسلة الذهب، مجدالدین محمدالحسینی مجدی در زینة المجالس و محمد باقر معرو.ف به محقق سبزواری در روضة الانوار بسیاری از حكایات و داستانها و مضامین آن را نقل كرده اند.
این كتاب بارها و بارها در ایران و خارج از ایران چاپ و منتشر شده ولی نكته شایان توجه اینكه «قابوس نامه» حوزه های قلمرو زبان فارسی را درنوردیده و تاكنون بزبانهای تركی، آلمانی، فرانسه، انگلیسی، روسی، عربی و ژاپنی ترجمه شده است.
وجه تسمیه كتاب به «قابوس نامه» دقیقاً معلوم نیست چرا كه نویسنده خود در مقدمه كتاب از آن بعنوان «جمع كننده این كتاب پندها الامیر عنصرالمعالی كیكاوس ... با فرزند خویش گیلانشاه» یاد می كند و عوفی در جوامع الحكایات از این كتاب بعنوان نصایحی كه كیكاوس بفرزند خویش نموده سخن بمیان می آورد.

وصیت نامه قابوس ابن وشمگیر
چنین گوید جمع كننده این كتاب پندها، الامیر عنصرالمعالی كیكاوس بن اسكندر بن قابس بن وشمگیر، با فرزند خویش گیلان شاه. بدان ای پسر كه من پیر شدم و ضعیفی و بی نیرویی و بی توشی بر من چیره شد و منشور عزل زندگانی را ا ز موی خویش بر روی خویش كتابتی همی بینم كه این كتابت را دست چاره جویان بستردن نتواند. پس ای پسر چون من نام خویش را در دایره گذشتگان یافتم روی چنان دیدم كه پیش از آنكه نامه عزل بمن رسد نامه ای دیگر در نكوهش روزگار و سازش كار و بیش بهرگی جستن از نیك نامی یاد كنم و ترا از آن بهره كنم بر موجب مهر خویش، تا پیش از آنكه دست زمانه ترا نرم كند تو خود بچشم عقل در سخن من نگری فزونی یابی و نیك نامی در دو جهان، و مبادا كه دل تو از كار بستن بازماند كه آنگه از من شرط پدری آمده باشد؛ اگر تو از گفتار من بهره نیكی نه جویی و جویندگان دیگر باشند كه شنودن و كار بستن نیكی غنیمت دارند و اگرچه سرشت روزگار برانست كه هیچ پسر پند پدر خویش را كاربند نباشد، چه آتش در دل جوانان است از روی غفلت پنداشت خویش ایشان را بران نهد كه دانش خویش برتر از دانش پیران بینند، و اگرچه این سخن مرا معلوم بود مهر پدری دل سوزگی پدران مرا نگذاشت كه خاموش باشم؛ پس آنچه از موجب طبع خویش یافتم در هر بابی سخنی چند جمع كرده و آنچه بایسته تر بود و مختصرتر درین نامه نبشتم.
اگر از تو كاربستن خیزد خود پسندیده آمد و الا من آنچه شرط پدری بود بجای آورده باشم كه گفته اند كه: بر گوینده جز گفتار نیست چون شنونده خریدار نیست جای آزار نیست و بدان این پسر كه سرشت مردم چنان آمد كه تكاپوی كند تا از دنیا آنچه نصیب او آمده باشد بگرامی تر كس خویش بماند و نصیب من از دنیا این سخن گفتن آمد و گرامی تر كس بر من تویی. چون ساز رحیل كردم آنچه نصیب من بود پیش تو فرستادم تا خودكامه نباشی و پرهیز كنی از ناشایست و چنان زندگانی كنی كه سزای تخمه پاك توست كه ترا ای پسر تخمه بزرگ و شریفست و زهر دو طرف كریم الطرفینی و پیوسته ملوك جهانی: جدت ملك شمس المعالی قابوس بن وشمگیر بود كه نبیره آغش وهادان بود و آغش وهادان ملك گیلان بود بروزگار كیخسرو، و ابوالمؤید بلخی ذكر او در شاه نامه آورده است و ملك گیلان ازیشان بجدان تو یادگار بماند و جده تو، مادرم، دختر ملك زاده المرزبان بن رستم بن شروین بود كه مصنف مرزبان نامه است سیزدهم پدرش كابوس بن قباد بود، برادر ملك انوشروان عادل، و مادر تو فرزند ملك غازی محمودبن ناصرالدین بود و جده من فرزند ملك پیروزان ملك دیلمان بود. پس این پسر هوشیار باش و قدر و قیمت نژاد خود بشناس وز كم بودگان مباش؛ هر چند من نشان خوبی و روز بهی اندر تو همی بینم این گفتار بر شرط تكثر واجب دیدم.
آگاه باش پسر كه روز رفتن من نزدیكست و آمدن تو بر اثر من زود باشد چه امروز تا درین سرای سپنجی باید كه پر كار باشی و زادی و پرورشی را كه سرای جاودان را شاید برداری و سرای جاودانی برتر از سرای سپنجی است و زاد او این سرای باید جست كه این جهان چون كشت زاریست كه ازو كاری و ازو دروی از بد و نیك؛ و كس دروده خویش در كشت زار نخورد بلكه در آبادانی خورد و آبادانی این سرای سرای باقیست. و نیك مردان درین سرای همت شیران دارند و بدمردان همت سگان و سگ همانجا كه نخجیر گیرد بخورد و شیر چون بگیرد بجای دیگر خورد. و نخجیرگاه تو این سرای سپنجی است و نخجیر تو دانش و نیكیست. پس نخجیر ایدركن تا وقت خوردن بسرای باقی آسان توانی خوردن كه طریق سزای ما بندگان طاعت خدایست عزوجل. و مانند آن كس كه راه خدای تعالی جوید و طاعت خدای تعالی جوید چون آتشی بود كه هر چند سرنگونش كنی برتری و فزونی جوید، و مانند آن كس كه از راه خدای تعالی و طاعت او دور باشد چون آبی بود كه هر چند بالاش دهی فروتری و نگونی جوید؛ پس بر خویشتن واجب دان شناختن ر اه ایزد تعالی، «والله ولی التوفیق».

مقالات دیگر در این شاخه در سایت قرار گرفته در تعداد باز دید
قبایل باستانی ترکمنستان و پیدایش ملت ترکمن
۱۳۹۳/۱۰/۲
4352
گرگان ، مهد تمدن هاي كهن
۱۳۹۱/۹/۱۴
4377
تركمنهاي ايران (2)
۱۳۹۱/۷/۴
5929
تركمن‌های ایران (1)
۱۳۹۱/۶/۳۰
6359
ترکمن ها در قرن 12- 10 ه.ق
۱۳۹۱/۴/۲۰
5170
تحقیقی‏ در باب میل‏ گنبد و انگیزهء ایجاد آن
۱۳۹۰/۸/۱۷
9721
نمایندگان ترکمن صحرا در مجلس شورای ملی
۱۳۹۰/۶/۲۵
4614
گرگان و گنبد کاووس
۱۳۹۰/۶/۲۳
5279
تئاتر در ترکمن صحرا
۱۳۹۰/۵/۱۷
4362
تاریخچه‎‎‏‏‏‏‏‏‏ تاسیس مدارس در ترکمن صحرا
۱۳۸۹/۱۱/۲۲
8343
قیات خان
۱۳۸۹/۱۱/۲۲
3932
اوضاع استرآباد در جنبش مشروطیت با تكيه بر وضعيت تركمنها
۱۳۸۹/۷/۷
3846
عـزیز حان (۱۹۱۹ -۱۸۸۷)
۱۳۸۹/۷/۶
2536
افسانه پیدایش قوم ترکمن
۱۳۸۹/۷/۴
28139
غزوات اورشی 2
۱۳۸۹/۶/۷
2396
قتل عام ترکمنهای خیوه توسط ارتش روسیه در سال 1876
۱۳۸۹/۵/۲۲
5152
مبارزات قیات خان سردار تورکمنها در قرن 19
۱۳۸۹/۵/۲۲
3366
از نهضت جنگل تا گمیشان و گنبد کاووس
۱۳۸۹/۵/۱۸
7488
تأملاتی‌ در واژگان‌ قرناس‌ و قرناوه‌
۱۳۸۹/۴/۲۷
3482
ترکمن ها آق قویونلو و قراقویونلو
۱۳۸۹/۲/۲
14784
مبارزات ترکمن ها با هلاکو
۱۳۸۸/۱۲/۹
3966
ترکمن ها در ایام تیمور و تیموریان
۱۳۸۸/۱۲/۶
4243
ترکمن ها در ایام حمله مغول
۱۳۸۸/۹/۱۷
8858
ترکمن ها در دوره خوارزمشاهیان
۱۳۸۸/۸/۱۸
4612
آثار ترکمنان سلجوق در ایران
۱۳۸۸/۷/۱۷
5146
ترکمن ها در دوره سلجوقیان
۱۳۸۸/۷/۱۷
10440
نام ترکمن؛ مفهوم و ماهیت آن
۱۳۸۸/۷/۱۰
7689
نگاهی‌ گذرا به‌ تاریخ‌ تركمن‌ها
۱۳۸۸/۶/۲
9572
قابوس ابن وشمگیر
۱۳۸۸/۵/۳
7278
تركمانان در عصر مشروطه
۱۳۸۸/۴/۱۰
4586
مختصری درباره ترکمن ها
۱۳۸۸/۳/۳۱
14900
نحوه نامگذاری روستاهای ترکمن
۱۳۸۸/۱/۶
18187
ترکمن ها در دوره غزنویان
۱۳۸۷/۱۲/۲۹
6795
مهاجرت اغوزها به سوی غرب
۱۳۸۷/۱۲/۲۸
2935
اغوزها
۱۳۸۷/۱۲/۲۸
4981
تاریخ اولیه ترکمن ها
۱۳۸۷/۱۲/۱۳
6981
عثمان آخوند
۱۳۸۷/۱۰/۵
5377
ترکمن ها در دوران حکومت پهلوی
۱۳۸۷/۱۰/۲
10390
اُغوز
۱۳۸۷/۸/۱۳
3339
 
بی‌شک دیدگاه هر کس نشانه‌ی تفکر اوست، ما در برابر نظر دیگران مسئول نیستیم
فرستنده شاخه
فروشگاه آنلاین صنایع دستی ترکمن

فروشگاه آنلاین سایراق به عنوان بخش فروشگاه سایت بایراق فعالیت خود آغاز نمود.


فروشگاه آنلاین چارقد، فرش، زیورآلات ترکمن سایراق

فرهنگ لغت ترکمن سؤزلوک

سایت فرهنگ لغت ترکمن سؤزلوک فعالیت خود را آغاز نمود. این سایت یکی از سایت های زیر مجموعه بایراق می باشد که با تلاش دوستان تصمیم به ایجاد فرهنگ لغت ترکمنی به فارسی و بالعکس گرفتیم که در حال تکمیل شدن می باشد.


www.SOZLUK.ir

دانلود آهنگ ترکمنی

سایت مرجع دانلود آهنگ ترکمنی


www.TurkmenSong.ir

آهنگ های پیشواز ترکمنی
برای دیدن تصویر اصلی در صفحه جدید کلیک کنید.